Daisypath Vacation tickersCafeMom Tickers آرتین خان خان ایران
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

http://artin1389.persiangig.com/www.artinkhaan.blogsky.com.%20www.artinkhaan.niniweblog.com.jpg

آرتین خان 2 سال و نیمه/کریسمس/یلدا/اولین نقاشی

1391/11/03 ساعت 07:12 ب.ظ

آرتین خان و Xmas 2013

http://artin1389.persiangig.com/artinxmas2013.jpg

آرتین خان و Yalda 1391

http://artin1389.persiangig.com/01103.jpg

آرتین خان 30 ماهه شد و عشق و علاقه ما هم بهش 30000000 برابر. مخصوصا از 29 ماهگی به بعد که عین بلبل حرف زدن و جمله گفتن و خاطره تعریف کردن رو شروع کرد!!! وای که خیلی خیلی شیرین و دوست داشتنی شده هر لحظه با هر حرف جدیدش کلی قربون و صدقش میرم و از الان دلم واسه این روزهاش تنگ میشه!!!

علت دیر اومدن منم به خاطر اینه که بیشتر وقتم با آرتین خان سپری میشه و کامپیوتر هم یه جورایی شده هووی ایشون!!! تا روشنش میکنم میاد و میگه سما دون خاووش بشه

دیشب اومده میگه مامان دوا بده حالم بده!!! 

یا امروز بهمن میگه برم بیرون برات پفک بخرم ... میگه نه بابا پوکک نخل ملیضم سیلینی بخر دوس دالم (پفک نخر مریضم. شیرین بخر دوست دارم... حالا این وسط علایمی از مریضی مشاهده نمیشه!!!)

دیروز با ایشون رفتیم فروشگاه

 تا از در وارد شدیم یه دفعه گفت مانی .... وورووشگاهه!!؟؟؟ به به گندیه ....

با وارد شدن به مغازه هم گفت

سلام ... خوبی؟ اع شیش تا کپش (منظور همون چقدر کفش زیاده)

هر نوع کفشی رو هم میاوردیم کاملا نظر میداد که اه اه زشته ... یا دستش رو دراز میکرد و اشاره میکرد کفش هایی رو که خوشش نمیاد رو جلوش نبریم و حتی حاضر نبود برای یک بار هم پاش کنه (مخصوصا مدلهای کالج رو) .... تا اینکه بالاخره یه کفشی رو پسندید و وقتی هم کرد پاش دیگه در نیاورد و هی راه میرفت و میگفت سما دون خوشلهههه خوشله و چون چراغ هم داشت تند تند میدوید که چراغ هاش هم روشن بشه. مغازه دار میگفت این اولین بچه با حوصله و خوش اخلاقیه که توی این سن کاملا نظر میده . وقتی هم بابا بهمن کفشش رو دید گفت عجب سلیقه ای داره آخه کفشش با لباس و شلوارش ست شده بود

بوی ذرت مکزیکی حسابی پیچیده بود آرتین هم بینیش رو بالا و پایین مینداخت و یه بند میگفت مانی به به ... دلم خالیه ... بریم بخولیم ... منم که خودم هیچ وقت نمیتونم چشمم رو روی ذرت ببندم رفتیم و 2 تا لیوان بزرگش رو زدیم تورگ و از اونجایی که آرتین خان کوتاه بیا نبود یکی هم گرفتیم و تو خونه ترتیبش داده شد

آرتین خان یک ساعتی هم خونه بازی مشغول بود و کاملا بزرگ شدنش به چشم می اومد و بیشتر از گذشته از وسایل بازی لذت میبرد حالا اون وسط گیر داده بود به ظرفی که توش پاستل ریخته بودن برای نقاشی. خالیش میکرد و میگفت خالهههه بیا اینو ببر بشور ....!!! (آخه حسابی رنگی شده بود) کوتاه بیا هم نبود تا اینکه مسول مهد مجبور شد یه ظرف دیگه بده !!!

از نظر آموزشی هم همچنان کارتهای بن بن بن رو کار میکنیم همه شکل هارو میگه و الان حدود 10 تا کلمه ای رو میتونه بخونه بدون اینکه عکس هاشوببینه ... (فدای هوش و ذکاوتت پسرم)

http://artin1389.persiangig.com/khoondan91.jpg

ازش میپرسم میمون چی میخوره؟میگه موز میخوله خرسه چی میخوره؟ عشل میخوله خرگوشه چی میخوره؟ هبیج میخوله جوجه کوچولو چی میخوره؟ دونه میخوله آرتین جون چی میخوره؟ غذاااا بخوله (فعل مربوط به خودش رو هم از میخوره به بخوره تغییر میده)

برای خوردن هر خوراکی هم یه ادا اصولی داره مثلا کیک رو با قاشق کوچیک پلاستیکی آبی میخوره- کباب رو با چنگال بزرگ- ماست رو با قاشق کوچیک استیل-برنج رو با قاشق بزرگ استیل-میوه رو با چنگال کوچیک عروسکی- آب پرتقال رو با نی قرمز- شیر رو با نی راه راه ... این دیگه واقعا تعجب داره!!!!!!!!

اینم از اولین نقاشی معنی دار آرتین خان که چند روز پیش از اتاقش اومد بیرون و گفت مامان ببین نگاشی منو!!!! هاج و واج مونده بودم بدون هیچ گونه دخالت و راهنمایی من یه صورتک کشیده بود!!!!! اینم عکسش

http://artin1389.persiangig.com/avalinnaghashiartin.jpg

تا 29 ماهگی آرتین خان (4 ماه در یک تاپیک)

1391/07/22 ساعت 12:48 ب.ظ

با کلی کلنجار و به خرج دادن حوصله ای بس عظیم!!! بعد از 4 ماه تاخیر بالاخره اومدیم وبلاگ آرتین خان

گاوچران

اتفاقات افتاده در این 4 ماه به صورت تیتروار:


رفتن خاله سیما به اندونزی و رفتن خاله مریم به منامه


 اثاث کشی مامان نسرین و یک ماه بعدش هم عملیات اثاث کشی خودمون و عوض کردن وسایل منزلمان به یکباره!


تولد آرمان (پسر دایی مامان سما) و ذوق وافر آرتین خان به شمع و البته انگشت زنی به کیک


http://www.niniweblog.com/upl/artinkhaan/13548260066.jpg?52


خریدن مرغ عشق واسه آرتین خان


http://www.niniweblog.com/upl/artinkhaan/13548261694.jpg?14
 

و البته یک عصر طولانی با آرتین خان و مامان نسرین و نانا جون دررر سرزمین عجایب

و به اجبار بازی کردن خاله نانا به قصد بردن عروسک های ویترین تا آرتین خان خوشش آید


http://www.niniweblog.com/upl/artinkhaan/13548258627.jpg?7


عشق حباب ساز


http://artin1389.persiangig.com/691hobabsaz.jpg


علاقه وافر به آب تنی 


http://artin1389.persiangig.com/591abtani.jpg


رفتن به برج میلاد با عمه سوری و مهرسا جون


http://artin1389.persiangig.com/691borjmilad.JPG


عروسی عمه عادله (آرتین خان و امیرعلی و امیررضا)


http://www.niniweblog.com/upl/artinkhaan/13548002929.jpg?32


اینم آرتین خان و بنده و پرتقال های حیاط خونه عمه عادله


http://www.niniweblog.com/upl/artinkhaan/13548223637.jpg?1


و خریدن یه عدد سگ تریر (جسی) واسه آرتین خان


http://www.niniweblog.com/upl/artinkhaan/13548257990.jpg?87



 آرتین خان در 25 ماهگی بیشتر کلمات رو میتونست بگه اما اینجوری:

گوندیه= بزرگه / باشی (همراه با کج کردن لب و سر) = باشه / 30 = سیب / تله لو = تلفن / خیشی = خیار / بسیتا = بستنی / پدیدی = پروانه / عیکن = عینک / توکنون = تخم مرغ / ماکنی = ماکارونی / باش = بالشت / شبال = شلوار / مونایل = موبایل / ششال = یخچال

و در 28 ماهگی با چسبوندن همون کلمات به همدیگه رسما جمله گفتن رو شروع کرد. الان هم که دیگه کاملا حرف میزنه و مفهوم رو میرسونه اینم چند نمونه:

سما دون بسیتا سده = سما جون بستنی سرده

وقتی کار بدی انجام میده با خونسردی میگه مامان اشال نه = یعنی اشکالی نداره!!!

ضمنا این روزها آرتین خان با سرماخوردگی دست و پنجه نرم میکنه و وقتی سرش درد میکنه و حالش خوب نیست میاد بغلم و میگه : مامان دون خستم = مامان جون خسته ام

بهش میگم بگو خداحافظ میگه بابای!!!

و اما در 29 ماهگی:

آرتین خان دیگه همه چی رو میگه و حواسش به همه چی هست. توی هر موضوعی هم نظر میده و بد و زشت و خوشگل رو هم کاملا از هم تفکیک میکنه مثلا هفته پیش وقتی پرده جدید اتاقش رو نصب کردیم با بی علاقگی گفت این بددددد و پرده قدیمی اتاقش رو آورد و گفت این خوشله ... ما هم مجبور شدیم همون قدیمیه رو نصب کنیم !!هورا

امروز هم داشتم توی وب دوستان میگشتم که عکس دوستاش رو  دیده و میگه به به نی نی خوشله !!! قلب

ضمنا این روزها آرتین خان علاقه داره غذاهاشو جدا جدا بخوره مثلا پلو رو جدا خورشت رو جدا و آب خورشت رو هم جدا بخوره اگه همه این موارد با هم قاطی بشن لب هم نمیزنهسبز

علاقه زیادی به بالشت و پتوش پیدا کرده و هر جایی میره با خودش میبره حالا میخواد تو اتاقش باشه رو تخت باشه روی کاناپه باشه یا توی آشپزخانه ...چشم

نقاشی کردن رو هم خیلی دوست داره و عین بزرگ ترها مداد رو تو دستاش میگیره

و اما در آخر با تشکر فراوان از آیوز مک کافی و دانیل هس که جاروبرقی رو 180 سال پیش اختراع کردند تا بنده توسط این دستگاه مهم از دسته گل های روزانه آرتین خان خلاص بشمتشویق

شیرین زبونی آرتین و اولین جمله در 25 ماهگی

1391/05/15 ساعت 12:46 ق.ظ

http://artin1389.persiangig.com/gherghereartin.jpg


آرتین عزیزم ... خوشگل مامان

میشه چندتا سوال بپرسم؟؟

وقتی میگی آآآ منظورت: الف)آب         ب)هاپو      ج)تاب

وقتی میگی ده  منظورت: الف)دست   ب)رفت      ج)در اتاق

وقتی میگی ما منظورت: الف)ماه        ب)ماهی   ج)ماست 

وفتی میگی بلو منظورت: الف)برو        ب)پلو        ج)بدو

وقتی میگی چا منظورت: الف)چاقو      ب)چایی    ج) چراغ


و من چطوری مطالب زیر رو درونی کنم؟؟؟

 که آب برای زمین ریختن نیست!

دیوار برای خط خطی کردن نیست!

ساعت ۱۲ ظهر پارک نمیشه رفت!

وقتی بابا میخواد بره بیرون یک بار بوسش کنی کافیه ... ده بار از پله ها برای بوسیدن نیاریش بالا!

وقتی مامان داره با چرخ خیاطی کار میکنه نباید بیای قرقره ها رو برداری و نخ هاشونو به هم گره بزنی

وقتی تو خیابون ماشین داره سمتتت بیاد وایسی جلوش و بگی هاااااااا نمیترسه و فرار نمیکنه

از نظر آرتین خان همه رنگ ها سرد هستن میشه گفت یه رنگیه بین سبز و زرد!!!!

همه چی که نباید گرم باشه .... بستنی سرد نمیخوری. آب سرد اصلا دوست نداری. لب به شیر خنک نمیزنی. آب ولرم به تنت بخوره جیغ میزنی. میوه خنک نمیخوری

و اما امان از لحظه ای که دلش هوای رینگ و رقاصی کنه اونوقته که یه بند میگه آلا آلا آلا (آهنگ) حالا فرقی نداره وسط مسابقات المپیک و جای حساس باشه یا ثانیه های اول ورود ایشون به ماشین ...

ضمنا در فرهنگ لغت آرتین خان چخ یعنی ماشین و تور یعنی موتور

و اما ...

بیشترین جمله ای که در طول روز میشنویم: توکوتو کو؟؟؟ (یعنی: تفنگم کجاست؟)بنده چند روز پیش یه خبط و خطایی کردم و یه تفنگ با کلی سروصدا و آهنگ های جورواجور براش گرفتم حالا دیگه نمیتونم از دستش خلاص بشم

یه چیزی هم یادم رفت بنویسم ...

آرتین خان 2 ماهی میشه یاد گرفته اسمش رو میگه و هر وقت میگم عشق من کیه میگه آتین عمر من کیه آتین عسل کیه آتین و .....

وقتی ازش میپرسم ...

چند تا دوستم داری؟ میگه شیشصدتا ... عسل منی آرتین

وقتی ازش میپرسم ...

ساعت چنده میگه 2 وقتی هم خسته میشه و دوست داره بخوابه میره تلویزیونو خاموش میکنه و میگه سات دو (یعنی ساعت دو دیگه بریم بخوابیم!) ... عشق منی آرتین

هر وقت هم که خیلی خوشحال میشه ...

میدوه تو خونه و یه بند میگه تکه ت تکه ت تکه ت تکه ت (میماچمت شیرین زبون مامان)

حالا ... مامان سما فدای اون

ادبت که تا از در تو میای میگی شلا (سلام) و حتما باید باهات دست بدیم و اگه ندیم انقدر سعی میکنی تا دستمونو بگیری. هر وقت هم از خواب بلند میشی یه بند میگی شلام تا جوابت رو بدیم.

مامان سما فدای اون

احساس قشنگت که میای بینی ت رو میچسبونی به بینی م و ذل میزنی تو چشام تا خودتو تو چشام ببینی و از تعجب خودت کلی بخندی

و بالاخره در آخر خبری بسیار شیرین و برای ما بسی دلچسب و خوشحال کننده .... آرتین خان اولین جمله رو به زبون آورد ....

گفت: مامان  ... جیش دارم



گله از عمو پورنگ و تشکر از نی نی کوچولو و رنگین کمان

1391/05/15 ساعت 12:16 ق.ظ

http://artin1389.persiangig.com/artincd.jpg


آرتین خان این روزها بدجوری علاقه به کارتون های مخصوصش کرده ... و اما یک گله از عمو پورنگ و تشکر از نی نی کوچولو و رنگین کمان


عمو پورنگ میشه بفرمایید  ... این بچه ها چقدر حوصله و تاب و تحمل دارن که نیم ساعت اول برنامه هاتون رو اختصاص دادین به تبلیغات و پول درآوردن؟؟ میشه بفرمایید که وقتی ما این سی دی ها رو میخریم چه گناهی کردیم که باید به اجبار این تبلیغات رو ببینیم و بدتر از اون اینه که جلو زدن رو هم قفل کردین؟؟!!


متاسفانه بنده سی دی های شماره 1 تا 3 عمو پورنگ (پلنگ وارد میشود) رو واسه آرتین خریدم اما هنوز موفق نشدم ببینم توی این سی دی ها عموپورنگ به جز صدها تبلیغ چیز دیگه ای گنجونده باشه چرا که آرتین تحمل نداره و زود میزنه سی دی بیاد بیرون


و اما تشکر فراوان از عزیزانی که سی دی "نی نی کوچولو" رو زحمت کشیدن درست کردن که از همون اول با کلی آهنگ و البته پرمحتوا و آموزنده طرز دست نزدن و خطرناک بودن به چاقو و گاز و .... با شعرهای قشنگ یاد دادن

میتونم به طور حتم بگم که اگه این سی دی خراب بشه روزگار آرتین هم خراب میشه چرا که از صبح که بیدار میشه نی نی نی نی میگه و سی دی رو میذاره و تا شب اون میخونه و آرتین میرقصه و با دقت هم میشینه نگاه میکنه. البته سی دی های رنگین کمان هم خوبن ...

عکسهای آتلیه آرتین خان

1391/04/31 ساعت 03:00 ب.ظ

اینم از عکس های آتلیه جیگرطلای مامان سما


http://artin1389.persiangig.com/atoliyeartin1.jpg



http://artin1389.persiangig.com/atoliyeartin2.jpg



http://artin1389.persiangig.com/atoliyeartin3.jpg

خداحافظی آرتین با پوشک/ اولین و آخرین پوشک

1391/04/26 ساعت 02:44 ب.ظ
آرتین عسل از روز تولد 2 سالگیش تا الان؛ که حدود 10 روزی میگذره؛ با پوشک خداحافظی کرده و دیگه مستقل عمل میکنه و ما هم با بالا بردن انگیزه مدیریت ج.ی.ش با کلی برچسب و شکلات های مختلف و آب بازی؛ خان پسر رو به این کار تشویق میکنیم که البته خوب نتیجه داده؛ گرچه در برخی مواقع کنترل این موضوع از طرف عسلی در میره؛ اما باز هم پیشرفت عالی آرتین خان ما رو بسی خوشحال کرده

مثل همیشه با کلی بوسه دوستت داریم

http://artin1389.persiangig.com/91avalindastshooee.jpg

بای بای پوشک ...

http://artin1389.persiangig.com/91byebyedaiper.jpg

 اینم اولین و آخرین پوشک آرتین خان ...

http://artin1389.persiangig.com/91avalinoakharinpooshak.jpg

جشن تولد دو سالگی آرتین خان

1391/04/15 ساعت 09:37 ب.ظ

اینم یه جشن کوچولو واسه آرتین خان مامان

این صحنه برای 30 ثانیه اوله

http://artin1389.persiangig.com/artin2salegi2.jpg

 و این صحنه برای 30 ثانیه دومه که دیگه دست به کار شده

http://artin1389.persiangig.com/artin2salegi6.jpg

این صحنه برای 30 ثانیه سومه که از حرف بابا بهمن که میگفت آرتین خان دست نزن شاکی شده

http://artin1389.persiangig.com/artin2salegi3.jpg

و در آخر صبرش سر اومده و بنده رو صدا میکنه

طفلکی حق داشت دیگه ... خوب کیک خودش بود

http://artin1389.persiangig.com/artin2salegi4.jpg

با تمام این اوصاف آرتین خان برای همه عزیزانی که تولد آرتین خان رو به یاد داشتن یه بوس بزرگ فرستاده

http://artin1389.persiangig.com/artin2salegi5.jpg

 

امسال هدیه من و بابا بهمن واسه جیگرطلامون یه زنجیر به همراه سرسره و یه خونه بازی بود


http://artin1389.persiangig.com/zanjirartin.jpg



http://artin1389.persiangig.com/artinhediye2salegi.jpg

http://artin1389.persiangig.com/artinzooghetavalod2salegi.jpg


عکس های آتلیه آرتین خان هم هفته آینده آمادست و میذارم


آرتین خان 2 سالگیت مبارک/ اولین آرایشگاه

1391/04/08 ساعت 06:28 ب.ظ

آرتین عزیزم تولدت مبارک

http://keepsakecandy.com/images/babybottlecandles.gif

 چه زود 730 روز گذشت و چه زود 2 ساله شدی عزیزم

http://artin1389.persiangig.com/2salartin7.jpg

امروز تو 2 ساله شدی و من 2 سال از قشنگ ترین روزهای زندگیم رو با وجود تو که زیباترین و مهربون ترین و شیرین ترین هدیه خداوندی پشت سر گذاشتم.آرتین جونم نمیدونی امروز چقدر خوشحالم و چقدر هیجان دارم. احساس شادی همراه با استرس 2 سال پیش ساعت 10 و نیم صبح هشتم تیرماه هنوز همراهمه. از اینکه کنارمی و میتونم شیرین زبونی ها و شیرین کاری هاتو ببینم و میتونم تا دلم میخواد ببوسمت و بوت کنم و فشارت بدم و قربون صدقت برم خیلی خوشحالم.

و اما روز تولد آرتین خان ...

این از دوش صبحگاهی عسل مامان

http://artin1389.persiangig.com/artinhamoome2salegi.jpg

این از خواب نیمروزی جیگر طلای مامان که یک ماهی میشه موقع خواب یه شیشه شیر و یه شیشه آب باید تو بغلش لالا کنن

http://artin1389.persiangig.com/artinshiroaboshishe.jpg

 و اما اولین آرایشگاه آرتین خان و عکس قبل و بعد از اصلاح

 http://artin1389.persiangig.com/artinavalinarayeshgah.jpg

   1       2       3       4       5       ...       15    >>