Daisypath Vacation tickersCafeMom Tickers آرتین و خاله ناناش - آرتین خان خان ایران
X
تبلیغات
رایتل

http://artin1389.persiangig.com/www.artinkhaan.blogsky.com.%20www.artinkhaan.niniweblog.com.jpg

آرتین و خاله ناناش

1389/07/11 ساعت 08:09 ب.ظ


امروز خاله نانا اومده بود به من و آرتین سر بزنه.

آرتین رو شستم و نیم ساعتی بازش گذاشتم تا یه کمی بدون پوشک حال کنه٬ خداییش انقدر میخنده و خوشحاله که دلم نمیاد پوشکش کنم.

خاله نانا کنارش نشست و منم فرصت رو غنیمت دونستم و رفتم سراغ ظرف شستن.

یه صدای خیلی خیلی آروم میگفت سما٬ بیا.

منم فکر کردم اتفاق مهمی نیافتاده و با حوصله دستامو شستم و خشک کردم و رفتم تو اتاق.

دیدم ب.ل.ه٬ خاله نانا با چهره‌ای خسته ولی با حوصله گوشه‌های دشک آرتین رو بالا گرفته و هیچی نمیگه! گفتم چی شده٬ گفت هیچی انگار یه کمی پیف کرده٬ ب.ل.ه درست بود آرتین خان ج.ی.ش زده بود. وای که کاش بودین و قیافه نانا رو میدیدین٬ قربونش برم که ما رو خیلی دوست داره ... خداییش بعد از یک روز کاری و خسته کننده میاد دیدن من و آرتین و واقعا تو این شرایط جای بس تقدیر داره ...  دوستت داریم سمانه جوووووونمون