Daisypath Vacation tickersCafeMom Tickers پایان یک سال و سه ماهگی آرتین خان - آرتین خان خان ایران
X
تبلیغات
رایتل

http://artin1389.persiangig.com/www.artinkhaan.blogsky.com.%20www.artinkhaan.niniweblog.com.jpg

پایان یک سال و سه ماهگی آرتین خان

1390/07/09 ساعت 02:41 ب.ظ

با تموم شدن یک سال و سه ماهگی آرتین خان هر لحظه مثل گذشته خدای مهربون رو به خاطر اومدین این گل پسر به زندگیمون شکر میکنم

روزها پشت سر هم میان و میرن و هر روز بیشتر از دیروز برای این روزها دلم تنگ میشه

میدونم در آینده ای نه چندان دور دلم میخواد این روزها برگردن

آرتین جونم مدت هاست میخوام برات بنویسم که تو همه وجودمی همه زندگیمی همه اشتیاقمی همه دنیامی دنیایی که نمیشه اونو با هیچ چیز دیگه ای عوض کرد


مامان سما فدای اون کف پاهات که شلپ شلپ تند تند میدوی روی سرامیک ها و صداشون منو دیوونه میکنه. یعنی باور کنم این پاهای نازنین میخواد یه روزی بزرگ و بزرگ تر بشن و بوی پا بدن؟؟

مامان سما فدای اون دست های کوچولوت فدای اون انگشت اشاره ات که هنوز هم هنوزه راز مخروطی بودنشون رو نفهمیدم. فدای اون انگشت های نازت که تا صدای آهنگ میاد سعی میکنی بشکن بزنی اما حیف که صداشون در نمیاد!! میبوسم اون دست هاتو چرا که باورم نمیشه روزی این دستها میخواد دستهای یه مرد جوان باشه

مامان سما فدای اون صبرت بشه که هی دست و پا و سرت این ور و اون ور میخوره اما سریع به روی خودت نمیاری و به ادامه بازیت مشغول میشی

مامان سما فدای اون چشمای نازت که وقتی خودت رو میخوای لوس کنی با چشات عشوه بازی میکنی

مامان سما فدای اون صدای قشنگت بشه که چند روزیه یاد گرفتی به جای کلمات نامفهوم جمله های نامفهوم سر هم کنی و سروصدایی از خودت در بیاری که من خیلی دوستشون دارم

مامان سما فدای اون هوش و ذکاوتت که نمیشه هیچ رقمه گولت زد و حواست به همه چی هست

مامان سما فدای اون احساس قشنگت که وقتی بحثی میون دو نفر پیش میاد تو هم عصبانی میشی و صدات رو دو برابر اونا میکنی و اخم میکنی و داد میزنی و باز هم جملات نامفهوم

مامان سما فدای اون مهربونیت که میای و خودت رو میندازی تو بغلم و دستت رو دور گردنم حلقه میکنی و بوسم میکنی

مامان سما فدای اون پشتکارت بشه که هی این ظرف و ظروف رو میریزی وسط آشپزخونه و خسته هم نمیشی و هر چی هم میگم آرتین نه این کارو نکن و نه و نه و اخ و اخ و ... عین خیالت نیست که نیست

مامان سما فدای اون موهای لطیف و نرمت بشه که همیشه بوسیدن و بوییدن اونها احساس فوق العاده ای رو بهم انتقال میده

مامان سما فدای اون قاپ قاپ خوردنت که صداش منو وادار میکنه فشارت بدم و از ته ته دلم ببوسمت

مامان سما فدای اون همت بلندت که به جای اینکه کالسکه سواری کنی ترجیح میدی بیاده راه بری و خودت هولش بدی

مامان سما فدای اون راه رفتنت که دیگه میشه وقتی بیرون میریم به قدم های نازنینت و تعادلت اعتماد کرد

فدای اون چیه و کیه گفتنت که تا صدایی میاد و اسباب بازیت رو گم میکنی میگی و منو بیشتر از همیشه دیوونه خودت میکنی

مامان سما فدای اون ۸ تا دندون نازت که وقتی غذا میخوری لاشون گیر میکنه

مامان سما فدای اون اصرارهای زیادیت که یه کاری رو ۱۰۰ بار انجام میدی و خسته نمیشی و از من هم توقع داری مثل خودت باشم. مثلا همین جاکلیدی منزل مبارک که انقدر دوستش داری و موقع خواب هم باید کنارت باشه

مامان سما فدای اون لحظاتی که اعصابش رو خورد میکنی و توی فروشگاه دنبال سبدهایی که ماشین دارن و بچه ها توش میشینن راه می افتی و جیغ میزنی و حالی از ما میگیری تا برات تهیه کنیم!


http://artin1389.persiangig.com/artinjakilidi90.jpg


http://artin1389.persiangig.com/artin90kaleskeholdad.jpg


http://artin1389.persiangig.com/artinshahrvand90.jpg