Daisypath Vacation tickersCafeMom Tickers ۲۰ ماه و سه هفتگی/ سالگرد ازدواج - آرتین خان خان ایران
X
تبلیغات
رایتل

http://artin1389.persiangig.com/www.artinkhaan.blogsky.com.%20www.artinkhaan.niniweblog.com.jpg

۲۰ ماه و سه هفتگی/ سالگرد ازدواج

1390/12/25 ساعت 11:02 ب.ظ

آرتین خان مامان در آستانه بهار:


عسل خان گاهی اوقات رفتارهای پرخاشگرانه انجام میده مشت میزنه و لگد زدن رو هم نمیدونم از کجا یاد گرفته!

خوشگل مامان با مهارت زیادی لیوان پر از آب رو بلند میکنه و مینوشه و یه قطره هم زمین نمیریزه! ظرف غذاش رو هم همین طور!! (البته این مساله فقط هنگام بلند کردنه و گرنه  ...)

آرتین خان علاقه خیلی زیادی به سی دی و برنامه های کودک پیدا کرده و مدام میره روشن میکنه صداش رو تا ته بالا میبره و میرقصه و داد و بیداد راه میندازه جالبیش اینه که توی همون سر و صدا وقتی میگم آرتین کمش کن!!!! میره و کم میکنه!!! نمیدونم صدای منو چطوری میشنوه!!!!

عاشق لباس شده و هی کشوی لباس ها رو وسط اتاق پهن میکنه و توی بغلش همه جا میبره (بیچاره من که هر چی هم جمع کنم انگار نه انگار) البته شلوار خودش رو خوب بلده در بیاره و اما پا کردن رو مشکل داره دو تا پا رو تو یه پاچه میکنه

همچنان دمپایی رو دوست داره و مدام به پا میکنه و یک بار هم اشتباهی و چپ و راستی ازش نمیبینی!! (آفرین پسر حرفه ایم)

نقاشی رو دوست داره و خطوط افقی و عمودی زیاد میکشه و البته این خطوط زیبا رو روی سرامیک ها و دیوارها و مبل ها هم میکشه و بسی خوشحاله و بسی بنده کلافه

عین خودم طعم های ترش رو بیشتر دوست داره و هیچ رقمه با طعم توت فرنگی کنار نمیاد

از جلوی هر مغازه ای که رد میشیم و چشمش به بفک می افته نزدیک به ۵ دقیقه یه بند میگه اوفه اوفه

جیگر مامان بستنی هم زیاد دوست داره البته حتما باید چوب داشته باشه و گرنه میل نمی فرمایند!

علاقه خیلی زیادی به غلات صبحانه بیدا کرده و هر جقدر با شیر مخلوط کنم و بدم بهش میخوره هیچ سیری ای در این زمینه نداره . البته از نوع ایرانیش رو لب هم نمیزنه!!!

گاهی اوقات میشینه و با ماشین هاش بازی میکنه و با خودش حرف میزنه (آخ مامان به قربونت بره)

دیگه علاقه ای به شیشه شیر نداره و دوست داره همه چی رو تو لیوان بخوره

کافی چشمش به آب برتقال گیری بیافته دیگه دست بردار نیست تا براش آب برتقال بگیرم و تازه طلب نی هم میکنه و آب برتقال رو به شرط نی میخوره. البته آخرش رو هم که میل نداره یه دفعه در یک عملیات غافلگیرانه میده به گل های فرشمون نوش جان کنند!!

نزدیک به یک ماهی میشه که احساس میکنم انرژی ش بالاست و فقط عاشق ورجه وورجه کردن و رقصیدن و بازی کردنه. اگه ساعت ها باهاش شوخی کنیم و روی تخت بالا و بایین ببریم اصلا خسته نمیشه!!!!

وقتی غذاش تموم میشه ظرف غذاش رو برمیداره و میاره تو آشبزخونه! (آخ مامان به قربون فهمت بره)

علاقه وافری به دستمال کاغذی داره و تا دست یا صورتش کثیف میشه سریع میره دستمال میاره و پاک میکنه و یه راست میره میندازه تو سینک ظرفشویی (میمیرم برات عزیزم)

وقتی حوصله ش سر میره لباس بیرونش رو میاره و شروع میکنه به سختی به تن کردن و یه بند میگه ددر ددر ددر همچین میگه که آدم دلش کباب بشه و هر کاری هست رو بذاریم کنار و یه راست ددر


----

http://www.paprockigenealogy.com/wp-content/uploads/2011/10/loveHeart.jpg

۲۴ اسفند سالگرد ازدواج من و بهمن بود و به همین مناسبت و از اونجایی که بهمن خان میدونه بنده عشق طلا هستم!!! برام دو تا النگو خریده بود


یک تکه بلور از جنس حضور / یک یاس سپید از رنگ امید

با هرچی وفاست از سوی خدا / همه تقدیم تو باد

خداوندا شاکرم که در چنین روزی شکرت میکنم به خاطر آرتین خانی که بهمون هدیه کردی و زندگیمون رو شیرین و شیرین تر